کجا رفته ای بشکسته است دل
بیامد زور وجور ظالمان جماعت برسر من
بی تو مرده ای به ظاهر زنده ام من
بی تو امیدم نا امید است، خاک ؛برسر من
دنیا به همه داشته اش پوچ است ای خدا
بی تو مرده ای به ظاهر زنده ام من
کس ندانست کین دل از بهر چه بشکسته است
بی تو مرده ای به ظاهر زنده ام من
نکردم کسی را پله ای یاکه به ناموسی درجماعت خدشه ای
بی تو مرده ای به ظاهر زنده ام من
رفتی و روح از تنم بردی
بی تو مرده ای به ظاهر زنده ام من
خسته ام و یتیمی روحم بیازرد ای خدا
بی تو مرده ای به ظاهر زنده ام من
تا کجا روم ،چگونه روم و به کجا روم
بی تو مرده ای به ظاهر زنده ام من
پناهی نیست جز خدا وامید به او است در دل من
بی تو مرده ای به ظاهر زنده ام من
ندارم جز تو کس ای خدا
بی تو مرده ای به ظاهر زنده ام من
به آغوش گیر یتیمی و پرورش ده امیدش فزون ده
بی تو مرده ای به ظاهر زنده ام من
یکسالی است که با خدایم خو کرده ام
ببرد پدر از خانه و تنهایم کرد و به ظاهر زنده ام من
نوشته : فرهاد







